یاقوت کهربا شود از آه سرد ما
ایوب را کند کمری، بار درد ما
شاعر در این شعر به درد و رنج انسانی اشاره میکند که بر اثر سردی و سختیها به وجود آمده است. او به ایوب، پیامبر صبر، اشاره میکند و نشان میدهد که چطور درد و رنج به ما تحمیل میشود. همچنین به تلاشها و همت انسان برای غلبه بر مشکلات پرداخته و میگوید که در مشکلات باید استقامت داشت. به نوعی، این شعر به زیباییهای درونی و قوت شخصیت انسان در مواجهه با سختیها نیز اشاره دارد. در نهایت، شاعر در حیرت است که با وجود همه مشکلات، چگونه انسان همچنان به زندگی و عشق ادامه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یاقوت کهربا شود از آه سرد ما
ایوب را کند کمری، بار درد ما
چون پیش طاق همت خود را کنیم نقش
گردون نمی شود صدف لاجورد ما
برگ خزان زمین ادب بوسه می دهد
پیش دل رمیده و رخسار زرد ما
افتادگی در آب و گل ما سرشته اند
باشد چو نقش پای زمین گیر گرد ما
در رزمگه برهنه چو شمشیر می رویم
در دست دشمن است سلاح نبرد ما
صائب به حیرتم، که گرفته است چون قرار
در کوچه بند زلف، دل هرزه گرد ما؟