غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در داغ غوطه خورد دل غم سرشت ما

با کعبه هم لباس شد آخر کنشت ما

۲

از سنگ کودکان سر ما لاله زار شد

خط شکسته بود مگر سرنوشت ما؟

۳

برق از زمین سوخته نومید می رود

دوزخ چه می کند به دل غم سرشت ما؟

۴

هرگز چنان نشد که شود مصدر اثر

مطلب چه بود ازین تن خاکی سرشت ما؟

۵

یک اهل دل به سایه دیوار ما نخفت

بالین یک غریب نگردید خشت ما

۶

صائب از خاکمال حوادث شدیم خاک

خط غبار بود مگر سرنوشت ما؟

بازگشت به سروده‌های صائب