غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از نان و آب نیست بقا و ثبات ما

باشد ز درد و داغ محبت حیات ما

۲

یارب نصیب سوخته جانان عشق کن

ته جرعه ای که مانده ز آب حیات ما

۳

از سعی، راه عشق به پایان نمی رسد

در ترک کوشش است طریق نجات ما

۴

در دل هزار عقده ز افلاک داشتیم

حل شد به یک پیاله می مشکلات ما

۵

قد راست تا قیام قیامت نمی کند

افتاد هر که از نظر التفات ما

۶

افتاده است چاشنی عشق ما بلند

در شیشه سپهر نگنجد نبات ما

۷

دیدیم تا یگانگی ذات با صفات

شد محو در تصور ذاتش صفات ما

۸

محراب ماست روی به هر جانب آوریم

زان بی جهت، شده است یکی تا جهات ما

۹

صائب سیاهکاری ما را حساب نیست

روی زمین سیاه شد از سیئات ما

بازگشت به سروده‌های صائب