از نان و آب نیست بقا و ثبات ما
باشد ز درد و داغ محبت حیات ما
این شعر به بیان اهمیت عشق و محبت در زندگی انسانی میپردازد. شاعر میگوید که زندگی تنها به نان و آب وابسته نیست و درد و رنج عشق موجب حیات واقعی ماست. او از خداوند میخواهد که عشق را نصیب جان سوختهاش کند و بیان میکند که تلاش در مسیر عشق هرگز به پایان نمیرسد. همچنین اشاره میشود که با وجود مشکلات و دردهای زیاد، یک پیاله شراب میتواند این مسائل را حل کند. شعر به عظمت و جاودانگی عشق اشاره دارد و میگوید که در عشق، تنها توجه به ذات و صفات الهی مهم است و هنر و زیبایی آن فراتر از تواناییهای انسانی است. شاعر تصریح میکند که اعمال و احساساتش باعث سیاه شدن زمین و دنیای او شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از نان و آب نیست بقا و ثبات ما
باشد ز درد و داغ محبت حیات ما
یارب نصیب سوخته جانان عشق کن
ته جرعه ای که مانده ز آب حیات ما
از سعی، راه عشق به پایان نمی رسد
در ترک کوشش است طریق نجات ما
در دل هزار عقده ز افلاک داشتیم
حل شد به یک پیاله می مشکلات ما
قد راست تا قیام قیامت نمی کند
افتاد هر که از نظر التفات ما
افتاده است چاشنی عشق ما بلند
در شیشه سپهر نگنجد نبات ما
دیدیم تا یگانگی ذات با صفات
شد محو در تصور ذاتش صفات ما
محراب ماست روی به هر جانب آوریم
زان بی جهت، شده است یکی تا جهات ما
صائب سیاهکاری ما را حساب نیست
روی زمین سیاه شد از سیئات ما