دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را
سنگ است در بغل می پر زور شیشه را
این شعر به بیان درد و رنج عاشقی میپردازد. شاعر از شکست دل و سنگینی عشق صحبت کرده و به تاثیرات منفی شوم ستارههای بد اشاره میکند. همچنین به تضاد میان زیبایی بهار و سختی زمستان اشاره دارد و میگوید که زمان طولانیبودن آرزوها باعث زود پیر شدن میشود. او به سختیهایی که عاشق باید تحمل کند، پرداخته و میگوید که زندگی عشق زیباست اما پر از زحمت و خون دل، و برای رسیدن به آن باید از جان نیز مایه گذاشت. در نهایت، شاعر به وضعیت ظاهری و باطنی انسان اشاره میکند و میگوید که نباید تنها به ظاهر توجه کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل خود به خود شکسته شود عشق پیشه را
سنگ است در بغل می پر زور شیشه را
چشم بد ستاره به عاشق چه می کند؟
از کرم شب فروز چه غم شیر بیشه را؟
در ساز با خزان حوادث که همچو سرو
بار دل است میوه بهار همیشه را
پیران شکار طول امل زود می شوند
در خاک نرم، حکم روان است ریشه را
آورده است صورت شیرین برون ز سنگ
فرهاد چون به سر ندهد جای تیشه را؟
شمع و شراب و شاهد من خون دل بس است
برق از فروغ باده بود ابر شیشه را
رنگی به روی کار نیاری چو کوهکن
از خون خویش تا ندهی آب تیشه را
صائب لباس برق نگردد حجاب ابر
تا چند زیر خرقه توان داشت شیشه را؟