غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ابروی او نرفت ز مد نظر مرا

در زیر تیغ، زندگی آمد بسر مرا

۲

دارم چو شمع گردنی از موم نرمتر

تیغ برهنه است نسیم سحر مرا

۳

زخم زبان مرا نتواند گرفته ساخت

دل وا شود چو آبله از نیشتر مرا

۴

بر رشته گسسته عمر سبک عنان

باشد خطر چو سبحه ز صد رهگذر مرا

۵

هر چند بگسلد رگ جان، نگسلم ازو

پیوند دیگرست به موی کمر مرا

۶

پیری مرا به گوشه عزلت دلیل شد

بال شکسته شد به قفس راهبر مرا

۷

تا در کمند رشته هستی فتاده ام

دل خوردن است کار چو عقد گهر مرا

۸

صائب دو عالم از اثر توتیای فقر

افتاد چون دو قطره اشک از نظر مرا

بازگشت به سروده‌های صائب