غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

از آفتاب عشق نگردید رنگ من

آتش چه پختگی به ثمر می دهد مرا؟

۲

نیرنگ چرخ، چون گل رعنا درین چمن

خون دل از پیاله زر می دهد مرا

۳

شوخی که زهر چشم ز من داشتی دریغ

صائب به التماس شکر می دهد مرا

۴

دشنام یار جان دگر می دهد مرا

این زهر پرورش به شکر می دهد مرا

۵

زلف دراز دست تو می آردم به دام

چندان که چشم شوخ تو سر می دهد مرا

۶

آن موجه ام که بحر پر آشوب روزگار

در هر شکست، بال دگر می دهد مرا

۷

اکنون که آب شد صدف من ز تشنگی

ابر بهار، آب گهر می دهد مرا

۸

مانند لاله، سوخته نانی است روزیم

آن هم فلک به خون جگر می دهد مرا

۹

سیرست چشم ذره من، ورنه آسمان

چون آفتاب زر به سپر می دهد مرا

۱۰

فارغ ز توشه ام که دل آتشین عنان

از خار راه، زاد سفر می دهد مرا

بازگشت به سروده‌های صائب