غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

پوشیده گر به زلف کنی روی خویش را

آخر چسان نهفته کنی بوی خویش را؟

۲

بی اختیار بوسه بر آیینه می زنی

گر بنگری به دیده من روی خویش را

۳

ریزد ز عطسه مغز غزالان چین به خاک

گردآوری اگر نکنی بوی خویش را

۴

شیرازه هزار دل پاره پاره است

از شانه تار و مار مکن موی خویش را

۵

جوهر بس است سبزه شمشیر آبدار

زحمت مده به وسمه دو ابروی خویش را

بازگشت به سروده‌های صائب