غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

در آتش است نعل، نسیم بهار را

رنگ ثبات نیست گل اعتبار را

۲

از برق و باد نعل رحیلش در آتش است

منزل کجاست قافله نوبهار را؟

۳

چون زندگی به کام بود مرگ مشکل است

پروای باد نیست چراغ مزار را

۴

بی طاقتی است قسمت منعم ز جمع مال

از گنج پیچ و تاب بود رزق مار را

۵

روشندلان همیشه به سختی بسر برند

در سنگ زندگی بسرآید شرار را

۶

کم بخت را ز نعمت الوان نصیب نیست

مژگان به خون گل نشود سرخ خار را

۷

چشم ترا به سرمه کشیدن چه حاجت است؟

کوته کن این بهانه دنباله دار را!

۸

صائب کنون که دور به کام تو می رود

بشکن به ساغری سر و دست خمار را

بازگشت به سروده‌های صائب