دیوانه کرد سبزه خطت بهار را
در خاک و خون کشید رخت لاله زار را
این شعر درباره زیبایی و تأثیر عمیق آن بر دل و احساسات انسان است. شاعر به وصف زیبایی معشوق میپردازد و چنین میگوید که خط و جمال او دل را دیوانه کرده و حالتی از عشق و شوق در دل ایجاد کرده است. او به زیباییهای ظاهری و درونی معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که عشق و زیبایی میتواند سرنوشت دل را تغییر دهد. در نهایت، شاعر به تأثیرات گذر زمان اشاره کرده و هشدار میدهد که هر چیزی در نهایت تغییر میکند و باید از لحظهها بهره بگیریم. شعر از نوسانات عشق، زیبایی و گذر زمان میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دیوانه کرد سبزه خطت بهار را
در خاک و خون کشید رخت لاله زار را
هر موی دلفریب تو شیرازه دلی است
متراش زینهار خط مشکبار را
مگذر ز حسن ترک که در گوشمال دل
دست دگر بود کمر بهله دار را
دست حنایی تو ز نیرنگ دلبری
یکدست کرد حسن خزان و بهار را
سنگ یده است مهره گهواره یتیم
جز گریه کار نیست دل داغدار را
چون شوق پای در جگر سنگ بفشرد
با کبک هم خرام کند کوهسار را
صائب حریف سیلی باد خزان نه ای
پیش از خزان ز خود بفشان برگ و بار را