غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

افسردگی است چاره دل دردمند را

خاکسترست بستر راحت سپند را

۲

از دار و گیر عشق، ملایک مسلمند

صید حرم چه قدر شناسد کمند را؟

۳

خضری است شوق دوست که چون راه سر کند

بیرون برد مسلم از آتش سپند را

۴

تا خط مشکبار تو آمد به روی کار

آماده گشت نافه چین ریشخند را

۵

همت بلند دار که خورشید تربیت

در چاشنی است میوه شاخ بلند را

۶

طالع نگر، که خار و خس ما نکرد دود

جایی که ماهتاب بسوزد سپند را

۷

ای باد اگر به گلشن طهران گذر کنی

از ما بپرس صائب نادردمند را

بازگشت به سروده‌های صائب