قید عیال، پست کند رای مرد را
گهواره تخته بند کند پای مرد را
در این شعر، شاعر به نقد و تحلیل عواقب و محدودیتهای ناشی از تعلق به خانواده و زن میپردازد. او بر این باور است که وابستگی به عیال (همسر) میتواند توانایی و آزادی مرد را کاهش دهد و او را در زمینههای مختلف زندگی خنثی کند. همچنین تأکید میکند که عشق به زن میتواند منجر به انحراف از هدفهای والای مردانه شود و بر روی تصورات و زیباییهای ظاهری تاثیر منفی بگذارد. شاعر به طور کلی به این مسئله اشاره دارد که تفکر و نگرانیهای مرتبط با عیال میتواند خلاقیت و تواناییهای مرد را کاهش دهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
قید عیال، پست کند رای مرد را
گهواره تخته بند کند پای مرد را
پهلو ز زن بدزد که این رخنه فساد
در خون گرم غوطه دهد جای مرد را
بار شریعت است که چنبر کند چو چرخ
در یک دو هفته قامت رعنای مرد را
مهر زنان که رشته پای تجردست
سوزن به زیر پا شکند رای مرد را
در عشق زن مپیچ که معجر کند به فرق
این کار زشت، همت والای مرد را
چون بال مرغ خانه زمین گیر می کند
تعمیر خانه، بال فلک سای مرد را
فکر لباس و جامه به خون سرخ می کند
چون برگ لاله، صفحه سیمای مرد را
اندیشه معاش، گل زرد می کند
رخساره چو لاله حمرای مرد را
صائب جریده باش که اندیشه عیال
سازد عقیم، طبع گهرزای مرد را