غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

قید عیال، پست کند رای مرد را

گهواره تخته بند کند پای مرد را

۲

پهلو ز زن بدزد که این رخنه فساد

در خون گرم غوطه دهد جای مرد را

۳

بار شریعت است که چنبر کند چو چرخ

در یک دو هفته قامت رعنای مرد را

۴

مهر زنان که رشته پای تجردست

سوزن به زیر پا شکند رای مرد را

۵

در عشق زن مپیچ که معجر کند به فرق

این کار زشت، همت والای مرد را

۶

چون بال مرغ خانه زمین گیر می کند

تعمیر خانه، بال فلک سای مرد را

۷

فکر لباس و جامه به خون سرخ می کند

چون برگ لاله، صفحه سیمای مرد را

۸

اندیشه معاش، گل زرد می کند

رخساره چو لاله حمرای مرد را

۹

صائب جریده باش که اندیشه عیال

سازد عقیم، طبع گهرزای مرد را

بازگشت به سروده‌های صائب