غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دلکوب نیست حادثه دنیاپرست را

ماهی ز حرص طعمه فرو خورد شست را

۲

دنیا به اهل خویش ترحم نمی کند

آتش امان نمی دهد آتش پرست را

۳

دست از جهان بشوی که اطفال حادثات

افشانده اند میوه این شاخ پست را

۴

از هر ترنمی دلش از جای می رود

هر کس شنیده است ندای الست را

۵

از بند گشت شورش مجنون زیادتر

زنجیر، تازیانه بود فیل مست را

۶

صائب خموش باش که در مجلس شراب

داروی بیهشی است سخن می پرست را

بازگشت به سروده‌های صائب