در ششدرست مهره اسیر جهات را
درهم نورد سلسله ممکنات را
شعر به بررسی جبر و اختیار در زندگی اشاره دارد. شاعر به وجود تنشها و چالشهای موجود در زندگی پرداخته و بیان میکند که بدون درد و رنج، شادی عمیقتری هم وجود ندارد. او به دنبال راهی برای رهایی از مشکلات و به دست آوردن نجات است، اما میبیند که مشکلات از دل آدمی ناشی میشوند. شاعر همچنین به زیباییها و جلوههای عشق اشاره دارد و اهمیت آن را در زندگی میستاید. در نهایت، از انسانها میخواهد که در مواجهه با چالشها ثابتقدم باشند و به مسیر زندگی ادامه دهند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در ششدرست مهره اسیر جهات را
درهم نورد سلسله ممکنات را
بی نیش نیست نوشی اگر هست در جهان
در شیشه کرده اند حصاری نبات را
مطرب بجاست راه خرابات سر کند
کز دست داده ایم طریق نجات را
سودا نشد به زخم زبان از سرم برون
از دل نبرد خامه سیاهی دوات را
مهمان بی طلب نبود بار بر کریم
از دل چگونه منع کنم واردات را؟
افسون برون نمی برد از مار کجروی
تبدیل چون کنم به ریاضت صفات را؟
چون موجه سراب به یک جا قرار نیست
در جلوه گاه حسن تو پای ثبات را
تا خط سبز سر زد ازان لعل آبدار
عالم سیه به چشم شد آب حیات را
خط را تراش مانع نشو و نما نشد
راجع نساخت تیغ دو دم این برات را
این رشته را کند گره خامشی دراز
صائب کشیده دار عنان حیات را