می سوزد آرزو دل پراضطراب را
بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را
این شعر ناله و اضطراب دل را به تصویر میکشد. شاعر احساسات درون خود را توصیف میکند، از سوز دل و آشفتگی روحش تا کم گریه کردنش که ناشی از تنگی دل است. او به طراوت و صفای زندگی اشاره میکند و تأکید میکند که اینها میتوانند عرق شرم را به جوش آورند. در ادامه، شاعر دربارهٔ فیض تجرد و جستجوی نقطه انتخاب در زندگی سخن میگوید و در نهایت به نگاهی ناامیدانه اشاره میکند که آیا فقط در خواب میتواند آرزوهایش را ببیند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می سوزد آرزو دل پراضطراب را
بر سیخ می کشد رگ خامی کباب را
از تنگی دل است که کم گریه می کنم
مینای غنچه زود نریزد گلاب را
این است اگر طراوت و این است اگر صفا
خواهد گداختن عرق شرم آب را
فیض تجردست که ابیات عرش سیر
بر سر دهند جا نقط انتخاب را
صائب به فکر گوشه چشمی فتاده ایم
دیگر مگر به خواب ببینیم خواب را