غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۱

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اگر چه خوش نبود سیر بوستان تنها

گرفته ایم اجازت ز باغبان تنها

۲

بهار عمر، ملاقات دوستداران است

چه حظ کند خضر از عمر جاودان تنها؟

۳

دلم به پاکی دامان غنچه می لرزد

که بلبلان همه مستند و باغبان تنها

۴

دل مرا به نسیم حمایتی دریاب

که یافته است بهار مرا خزان تنها

۵

سزای خیره نگاهان به آه من بگذار

که بارها زده بر قلب آسمان تنها

۶

اگر حیا دهدم فرصت سخن، دارم

هزار حرف زبانی به آن دهان تنها

۷

من و دو چشم تر و خاک کربلا صائب

ز عافیت طلبان سیر اصفهان تنها

بازگشت به سروده‌های صائب