غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

شدیم پیر و نشد تر دو چشم بی نم ما

پلی است آن طرف آب، قامت خم ما

۲

ز اشک ما جگر تشنه ای نشد سیراب

نصیب سوخته جانی نگشت زمزم ما

۳

اسیر نفس و هوا ماند دل، هزار افسوس

به دست دیو برآورد زنگ، خاتم ما

۴

سری ز روزن خورشید برنیاوردیم

به رنگ و بوی جهان محو گشت شبنم ما

۵

گشاده روی تر از سینه کریمانیم

اگر ز خویش به تنگی، درآ به عالم ما

۶

نمی توان غم ما را به خوردن آخر کرد

ترحم است بر آن کس که می خورد غم ما

۷

مثال دیده مورست و ملک جم صائب

فضای عالم امکان، نظر به عالم ما

بازگشت به سروده‌های صائب