غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به هر ترنمی از جای می رود دل ما

سبک رکاب چو بوی گل است محمل ما

۲

زمین سینه ما درد و داغ پروردست

یکی هزار شود تخم اشک در گل ما

۳

شکست آینه ما و توتیا گردید

همان خیال تو استاده در مقابل ما

۴

رسیده ایم به انجام و اول سفرست

ز راه دورتر افتاده است منزل ما

۵

به پیشدستی ما نیست در کرم حاتم

ز آبرو نشود تنگدست، سایل ما

۶

هزار ناخن تدبیر غوطه در خون زد

نشد گشاده شود عقده های مشکل ما

۷

ز سرو گلشن فردوس راست می گذریم

نهال قد تو تا پا فشرده در دل ما

۸

نمی خوریم غم از هیچ رهگذر صائب

خوشا کسی که درآید به گوشه دل ما

بازگشت به سروده‌های صائب