به هر ترنمی از جای می رود دل ما
سبک رکاب چو بوی گل است محمل ما
این شعر به بیان اعماق احساسات و دردهای درونی میپردازد. شاعر از دل شکست خورده و از دست رفتهای سخن میگوید و عشق و آرزوی خود را به تصویر میکشد. او به دشواریها و رنجهای زندگی اشاره کرده و از تمایل به آشتی و وصال با معشوق سخن میگوید. همچنین به این نکته میپردازد که با وجود مشکلات، همچنان امید و عشق در دلش پابرجاست. در نهایت، او از کسانی که میتوانند به دلش راه پیدا کنند، با محبت یاد میکند و آن را نعمت میداند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به هر ترنمی از جای می رود دل ما
سبک رکاب چو بوی گل است محمل ما
زمین سینه ما درد و داغ پروردست
یکی هزار شود تخم اشک در گل ما
شکست آینه ما و توتیا گردید
همان خیال تو استاده در مقابل ما
رسیده ایم به انجام و اول سفرست
ز راه دورتر افتاده است منزل ما
به پیشدستی ما نیست در کرم حاتم
ز آبرو نشود تنگدست، سایل ما
هزار ناخن تدبیر غوطه در خون زد
نشد گشاده شود عقده های مشکل ما
ز سرو گلشن فردوس راست می گذریم
نهال قد تو تا پا فشرده در دل ما
نمی خوریم غم از هیچ رهگذر صائب
خوشا کسی که درآید به گوشه دل ما