چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
حضور قلب نمازست در شریعت ما
این شعر به مضامین معنوی و روحانی اشاره دارد و نوعی انتقاد به ظاهر عبادی و ریاکاری در دین میباشد. شاعر تأکید میکند که عبادت واقعی، با حضور قلب و نیت خالص همراه است. او به این نکته اشاره میکند که در خواستههایش باید به خدا تکیه کند و نه به دیگران. همچنین، او به قناعت و سادگی زندگی اشاره میکند و بر این باور است که هویت واقعی انسان در درونش نهفته است، نه در ظواهر. در نهایت، شاعر از تلاش برای یافتن آرامش و فاصله گرفتن از ملامتها سخن میگوید و اعتقاد دارد که در دل این شرایط نیز میتوان به حقیقت و مروت دست یافت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
حضور قلب نمازست در شریعت ما
ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است
که پیش خلق درازست دست حاجت ما
نکرده ایم چو شبنم بساطی از گل پهن
چو غنچه بر سر زانوست خواب راحت ما
چو عنکبوت، مگس را نمی کنیم قدید
هماشکار بود جذبه قناعت ما
نهال خوش ثمر رهگذار طفلانیم
که برگریز بود موسم فراغت ما
اگر در آتش سوزان هزار غوطه خورد
صدا بلند نسازد سپند غیرت ما
تلاش گوشه عزلت ز تنگ خلقی هاست
وگرنه بهر خدا نیست کنج عزلت ما
که سرو قد ترا راه می تواند زد؟
ز جلوه تو شود نقد اگر قیامت ما
چراغ رهگذریم اوفتاده در ره باد
که تا به سایه دستی کند حمایت ما؟
ازان به دامن صحرا شکسته ایم قدم
که عالمی شود آسوده از ملامت ما
درین حدیقه گل، صائب از مروت نیست
که غنچه ماند در جیب، دست رغبت ما