ازان دو سلسله عنبرین گره بگشا
ز کار شهپر روح الامین گره بگشا
این شعر به موضوع گشایش گرهها و مشکلات زندگی اشاره دارد. شاعر از مخاطب میخواهد که از دو سلسله گرههای عنبرین بگشاید و به تواناییهای خود اعتماد کند. او تأکید میکند که در میانهی هر سختی، اختیار در دست خود فرد است و میتواند با تلاش و همت، قفلهای درون خود را باز کند. همچنین به تصویر کشیدن زندگی و مشکلات آن به شکل حباب و موج اشاره شده و پیشنهاد میشود که با تلاش درون خود، از تمام موانع عبور کنند. در نهایت، شاعر از مخاطب میخواهد که همانند شمع، به زندگی ادامه دهد و از دردها و چالشها نترسد و گرههای درونش را بگشاید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ازان دو سلسله عنبرین گره بگشا
ز کار شهپر روح الامین گره بگشا
میان اگر نکنی باز، اختیار از توست
به حق خنده گل کز جبین گره بگشا!
گرهگشای کریمان، کف سؤال بود
ز کار خرمنم ای خوشه چین گره بگشا
گره به هستی موهوم چون حباب مزن
بگیر ناخنی از موج و این گره بگشا
کلید قفل تو در اندرون خانه توست
به زور همت خود از جبین گره بگشا
چو شمع بر سر این نیم جان چه می لرزی؟
ز رشته نفس واپسین گره بگشا
صریر خامه صائب دلی گرفته نهشت
اگر تو عقده گشایی، چنین گره بگشا