به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را
بس است آب دهن آسیای دندان را
در این متن، شاعر به مفاهیم عشق، دل، و ناملایمات زندگی میپردازد و با استفاده از تصویرسازی و تشبیه، احساسات خود را بیان میکند. او به این نکته اشاره دارد که هر کس در زندگی خود آنچه را که نیاز دارد، دریافت کرده و نباید به تفاوتها توجه کند. عشق و تمایلات آن را نمیتوان مخفی کرد، و انسانها باید با احتیاط و با ادب در این وادی قدم بگذارند. او همچنین به ناپایداری زندگی و درگیریهای درونی انسانها اشاره میکند و بر این باور است که هر شخص باید امادگی رویارویی با طوفانهای زندگی را داشته باشد. در نهایت، او از درد و ناکامیهای عاطفی سخن میگوید و به احساسات انسانی اشاره میکند که همواره در جستجوی آرامش هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را
بس است آب دهن آسیای دندان را
مدار چشم تفاوت ز پله میزان
یکی است سنگ و گهر، دیده های حیران را
مکن به پرده ناموس عشق را پنهان
که بادبان نشود پرده دار طوفان را
به احتیاط نفس کش به عاشقان چو رسی
که ناز زلف بود خاطر پریشان را
کشیده دار عنان ادب به وادی عشق
که ریگ، خرده جانهاست این بیابان را
بدوز چاک دلم را به رشته سر زلف
که نیست حاجت محراب، کافرستان را
به طفل تخته تعلیم دادن استاد
اشاره ای است که آماده باش طوفان را
غم مآل که دارد، که فکر جامه و نان
گرفته است درون و برون انسان را
ز دل توقع آسودگی ز خامی هاست
قرار نیست به یک جای هیچ پیکان را
فتاده است سر و کار من به صحرایی
که قدر ریگ روان نیست خرده جان را
شکستگی نرسد خامه ترا صائب!
که سرخ کرد ز گفتار، روی ایران را