غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

فکنده ایم به امروز کار فردا را

ازین حیات چه آسودگی بود ما را؟

۲

نگاه دار سر رشته تا نگه دارند

که می زنند به سوزن لب مسیحا را

۳

به چشم ظاهر اگر رخصت تماشا نیست

نبسته است کسی شاهراه دلها را

۴

اگر ز ابروی همت اشارتی باشد

تهی کنیم به جام حباب دریا را

۵

خدا سزا دهد این اشک گرم را صائب

که شست از نظرم سرمه تماشا را

بازگشت به سروده‌های صائب