غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۸

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

گرد اندوه پذیرد ز طرب سینه ما

سبزی بخت شود زنگ بر آیینه ما

۲

روز تعطیل به عرفانکده مشرب نیست

صبح شنبه خجل است از شب آدینه ما

۳

همچو خورشید بود بر همه عالم روشن

که می کهنه بود همدم دیرینه ما

۴

صرفه از ما نبرد خصم به روبه بازی

ناخن شیر دماند ز جگر کینه ما

۵

صائب از فیض هواداری آن زلف سیاه

نافه مشک بود خرقه پشمینه ما

بازگشت به سروده‌های صائب