هست چون تاک پر از باده رگ و ریشه ما
پیش خم گردن خود کج نکند شیشه ما
این شعر به توصیف زیبایی و قدرت وجود انسان، عشق و هنر میپردازد. شاعر به تشبیه وجود خود به تاکی پر از باده میپردازد که به آرامی خم میشود، نمادی از لطافت و انعطاف انسان در برابر مشکلات. همچنین از بهشت و زیبایی آن صحبت میکند که به وسیله اندیشه و روح انسان قابل دسترسی است. مفهوم رقص و حرکت در زندگی را تشبیه به گردباد میکند و نشان میدهد که زندگی پر از چالشها و دردهاست، اما در عین حال زیبایی و ارزش دارد. شاعر به قدرت هنر و خلاقیت اشاره میکند و آرزو دارد که حتی در سختیها، شور و شوق زندگی را حفظ کند. در نهایت، با تعبیراتی از عشق و شجاعت، خواستههای خود را در برابر مشکلات بیان میکند و نسبت به زیباییهای زندگی و عشق تأمل میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هست چون تاک پر از باده رگ و ریشه ما
پیش خم گردن خود کج نکند شیشه ما
عالم از جلوه معنی است خیابان بهشت
که نسیم سحر او بود اندیشه ما
قبضه خاک کجا دامن ما را گیرد؟
گردبادیم که در رقص بود ریشه ما
دهن تیشه فرهاد به خون شیرین شد
به چه امید کند کار، هنرپیشه ما؟
خوش بود در قدم صافدلان جان دادن
کاش در پای خم می شکند شیشه ما
بیستون تیغ به گردن کند استقبالش
چین جوهر چو به ابرو فکند تیشه ما
تن ما از الف زخم، نیستان شده است
دل ما شیر و تن زخمی ما بیشه ما
(دانه سوخته از برق نمی اندیشد
غم عالم چه کند با دل غم پیشه ما؟)
(لاله ما به جگر داغ پلنگان دارد
پنجه در پنجه شیران فکند ریشه ما)
سر مردانه خم باد سلامت صائب
محتسب کیست که بر سنگ زند شیشه ما