غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما

چه کند خشکی عالم به دماغ تر ما؟

۲

علم لشکر ما از سر جان خاستن است

زهره کیست که گردد طرف لشکر ما؟

۳

شمع یک مصرع برجسته ز مجموعه ماست

بال پروانه بود یک ورق از دفتر ما

۴

دانه سوخته، از ابر نمی گردد سبز

چه خیال است که مسعود شود اختر ما؟

۵

بس که در جستن آن سرو روان بال زدیم

نقش، چون گرد فرو ریخت ز بال و پر ما

بازگشت به سروده‌های صائب