غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۵

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

چند بر کوردلان جلوه دهم معنی را؟

پیش دجال کشم مایده عیسی را

۲

در دیاری که ز ارباب تمیزست ز کام

غنچه آن به که کند مهر، لب دعوی را

۳

سوزنی گر نکشد سرمه بینش در چشم

نتوان عیب نمودن نفس عیسی را

۴

خصم انگشت چرا بر سخن من ننهد؟

بر سر چوب بود حس بصر، اعمی را

۵

هر که با خود دو گواه از رگ گردن دارد

می برد پیش، دو صد دعوی بی معنی را

۶

نتوان بر سخن روشن من پرده کشید

چه غم از موجه نیل است کف موسی را؟

۷

صائب از تیرگی بخت سخن شکوه مکن

کز سیه خانه گزیری نبود لیلی را

بازگشت به سروده‌های صائب