شوق اگر قافله سالار شود قافله را
راه خوابیده پر و بال شود راحله را
شعر دربارهی شوق و نقش آن در رهبری و هدایت قافله زندگی است. شوق اگر به قافله سالاری برسد، میتواند حرکت و پیشرفت را برای آن به ارمغان بیاورد. نمیتوان به ادعاهای بیپایه و اساس دل بست، چون واقعیتهایی وجود دارد که نشاندهنده کمبودهاست. در این قافله، برخی باید مراقب باشند و شجاعت نشان دهند تا به دیگران امیدی دهند. آرامش و آسایش در زندگی به نحوی به رفتار انسانها و روابطشان بستگی دارد. انسانهایی که روح را به ذات خود جذب میکنند، در این مرحله از زندگی با چالشهای تیرهروان روبرو هستند. در نهایت، پیشوایان واقعی باید از خطرات دوری کنند و از فرو رفتن در دام خرافات و فریبها جلوگیری کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
شوق اگر قافله سالار شود قافله را
راه خوابیده پر و بال شود راحله را
دعوی پوچ دلیل است به نقصان کمال
رهزنی نیست به غیر از جرس این قافله را
خار اگر رحم به این بسته زبانان نکند
کیست دیگر که گشاید گره آبله را؟
گشت آرامش دل باعث آسایش زلف
که سکون سرمه آواز بود سلسله را
نفس سوخته گرمروان طلب است
هر سیاهی که نمایان بود این مرحله را
سر بی مغز به اقبال هما می نازد
سایه تاک کند مست تنک حوصله را
چون جمادی طرف روح تواند گشتن؟
نبود رتبه تحسین به موقع صله را
پیشوایان جهان امن از ابلیس نیند
صائب از گرگ خطر بیش بود سر گله را