غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۹

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

غم مردن نبود جان غم اندوخته را

نیست از برق خطر مزرعه سوخته را

۲

خامسوزان هوس، لایق این داغ نیند

جز به عاشق منما آن رخ افروخته را

۳

دعوی سوختگی پیش من ای لاله مکن

می شناسد دل من بوی دل سوخته را

۴

شعله در سوختن از زمزمه ای خالی نیست

مطرب از خانه بود عاشق دلسوخته را

۵

حسن از عاشق محجوب نگردد غافل

طعمه از دست بود باز نظر دوخته را

۶

چه قدر راه به تقلید توان پیمودن؟

رشته کوتاه بود مرغ نوآموخته را

۷

برق در خرمن ارباب محبت افتد

صائب از دل چو برآرد نفس سوخته را

بازگشت به سروده‌های صائب