دل سیه شد ز سیه خانه افلاک مرا
کی بود آینه زین زنگ شود پاک مرا؟
شاعر در این ابیات از احساسات عمیق خود نسبت به مشکلات و دردهای زندگی صحبت میکند. او با ناخوشی و افسردگی خود در برابر سرنوشت، به دل سیاه خود و زشتیهای زندگی اشاره میکند. در جستجوی آرامش و پاکی، آرزو دارد که دردهایش برطرف شود. او به گریه و نالههای دل اشاره دارد و بیان میکند که اینها به او آرامش نمیدهند. در نهایت، شاعر به میخانه وحدت و شادی اشاره میکند که میتواند او را از این غمها رها سازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل سیه شد ز سیه خانه افلاک مرا
کی بود آینه زین زنگ شود پاک مرا؟
گره آن روز شود باز چو شبنم ز دلم
که به خورشید رساند نظر پاک مرا
عقده تاک فزون می شود از گریه تاک
مگر از آه گشاید دل غمناک مرا
چون جرس گرچه نیاسود زبانم ز فغان
نشد از ناله تهی، سینه صد چاک مرا
تا سرم گرم ز میخانه وحدت شده است
گردش جام بود گردش افلاک مرا