نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را
خار و خس بستر سنجاب بود آتش را
این شعر به بیان زخم زبان و آسیبهای ناشی از آن میپردازد و نشان میدهد که چگونه برخی افکار و رفتارها میتوانند در زندگی انسان تأثیر منفی بگذارند. شاعر به تیرهروانان اشاره میکند که زودتر به خاک و نابودی جذب میشوند و اهمیت خواب امن و آرامش را در زندگی یادآور میشود. همچنین به زیبایی و جذابیت عشق و محبت پرداخته و نشان میدهد که این احساسات میتوانند انسان را از مشکلات دور کنند و کمک کنند تا از سرکشهای زندگی فرار کند. به طور کلی، این شعر بر اهمیت مهارتهای عاطفی و روابط انسانی تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را
خار و خس بستر سنجاب بود آتش را
بهره از عمر بود تیره روانان را بیش
زودتر جذب کند خاک می بی غش را
خوابش از بستر بیگانه پریشان نشود
هر که در زندگی از خاک کند مفرش را
چشم بر شست تو دارند غزالان حرم
خالی از تیر به بازیچه مکن ترکش را
به جز از جاذبه مهر و محبت صائب
کیست از خانه برون آورد آن سرکش را؟