غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را

خار و خس بستر سنجاب بود آتش را

۲

بهره از عمر بود تیره روانان را بیش

زودتر جذب کند خاک می بی غش را

۳

خوابش از بستر بیگانه پریشان نشود

هر که در زندگی از خاک کند مفرش را

۴

چشم بر شست تو دارند غزالان حرم

خالی از تیر به بازیچه مکن ترکش را

۵

به جز از جاذبه مهر و محبت صائب

کیست از خانه برون آورد آن سرکش را؟

بازگشت به سروده‌های صائب