کیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟
چرخ یک حلقه بود زلف چو زنجیر ترا
این شعر درباره زیبایی و بزرگی شخصیت فردی به نام "جهانگیر" است. شاعر به توصیف ویژگیهای خاص و منحصر به فرد او میپردازد و میگوید که هیچ چیز نمیتواند مانع پرواز و آزادی او شود. او همچنین به قدرت و جذابیت نگاه این فرد اشاره میکند و بیان میکند که زیبایی و بزرگی او فراتر از فهم انسانهاست. در نهایت، شاعر تأکید میکند که عشق و yearning برای چنین شخصیتی، نشانهای از عمیقترین احساسات انسانهاست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟
چرخ یک حلقه بود زلف چو زنجیر ترا
شست صاف تو مریزاد، که خون دو جهان
نشود مانع پرواز، پر تیر ترا
کار سنگ بده از لوح مزارش آید
هر که در خاک برد حسرت شمشیر ترا
بحر در حوصله قطره نگنجد هیهات
دیده چون درک کند حسن جهانگیر ترا؟
حاصل ملک جهان پیش سلیمان بادست
به چه تسخیر نمایم نظر سیر ترا؟
نتوان داشت به زنجیر، نگاهش صائب
هر که از دل شنود ناله شبگیر ترا