دست شستن ز بقا آب حیات است ترا
خط کشیدن به جهان خط نجات است ترا
این شعر به بررسی مفاهیم زندگی، امید و نجات پرداخته است. شاعر تأکید میکند که شستن دستها و رهایی از دلبستگیهای دنیوی، به نوعی آب حیات و نجات است. او از انسان میخواهد که مانند درختان، خود را از ثمرات و خوشیهای دنیوی آزاد کند و به عبادت و طواف بپردازد. همچنین به اهمیت رسیدن به منزل مقصود و بهره برداری از برکات زندگی اشاره میکند. در نهایت، شاعر به تنوع مسیرها و اهمیت پایبندی به یک مسیر درست تأکید دارد و میگوید که اگر امید به رهایی از مشکلات وجود دارد، باید از انحراف در مسیر زندگی خودداری کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دست شستن ز بقا آب حیات است ترا
خط کشیدن به جهان خط نجات است ترا
برگ از خویش بیفشان، ز ثمر دست بشوی
ای که چون بید تمنای نبات است ترا
در جوانی به طواف حرم کعبه شدن
شحنه باقی ایام حیات است ترا
گرچه از خوشه پروین گذرد خرمن تو
همچنان از دگران چشم زکات است ترا
تا به منزل نرسی، بر تو نگردد روشن
برکت ها که نهان در حرکات است ترا
لنگر از قافله ریگ روان می جویی
ای که از زندگی امید ثبات است ترا
از ره یک جهتی روی مگردان صائب
اگر امید رهایی ز جهات است ترا