گریه سوختگان اشک کباب است ترا
خون این بی گنهان باده ناب است ترا
این شعر به بیان درد و رنج عاشقانی میپردازد که در سوگ معشوق خود گریه و ناله میکنند. شاعر به توصیف اشکها و نالههای سوختگان میپردازد و میگوید که این احساسات تنها نمایانگر غم و اندوه عمیق آنهاست. او به بیتوجهی معشوق اشاره میکند و بیان میکند که دلباختگان هرگز از درد و رنج خود رهایی نمییابند. همچنین به زیبایی و تلخی عشق اشاره میکند و تأکید دارد که در دنیای عشق، هر کس نمیتواند به راحتی درک کند که چه احساسی بر دل عاشق میگذارد. در نهایت، شعر به دقت و صدق دل برمیگردد و از خواننده میخواهد که از اندیشههای عمیق خود غافل نشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گریه سوختگان اشک کباب است ترا
خون این بی گنهان باده ناب است ترا
ناله ای کز جگر سنگ برون آرد آه
از دل همچو شب افسانه خواب است ترا
بر جگر سوختگان رحم کجا خواهی کرد؟
که چو دل آب شود، عالم آب است ترا
ناله خشک لبان گرچه ملال انگیزست
طرب انگیزتر از چنگ و رباب است ترا
نشود چشم تو از شور قیامت بیدار
نامه شکوه ما پرده خواب است ترا
آب و آتش چه به خورشید جهانتاب کند؟
چه غم از سوز دل و چشم پر آب است ترا؟
هیچ پروا ز دهن خوانی بلبل نکنی
سخن تلخ، گوارا چو گلاب است ترا
به عنانداری بیداد نمی پردازی
گرچه از حلقه خط، پا به رکاب است ترا
جوهر تیغ تو چون مور برآرد پر و بال
بس که در کشتن عشاق شتاب است ترا
به لب چون شکرت راه سخن دارد خط
به چه تقصیر به طوطی شکراب است ترا
خط شبرنگ کز او حسن نهد پا به حساب
شب نوروز من و روز حساب است ترا
در گلستان تو هر سرد نفس محرم نیست
گوش بر زمزمه مرغ کباب است ترا
نگذری از سر اندیشه صائب زنهار
دل اگر آینه صدق و صواب است ترا