به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکلها
به یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دلها
در این شعر، شاعر به توصیف مشکلات و چالشهای زندگی میپردازد و نشان میدهد که چگونه عشق و جنون بر انسان تأثیر میگذارد. او به ساقی اشاره میکند که با یک پیمانه میتواند مشکلات را حل کند و به گرههای دلها اشاره دارد که تنها با عشق باز میشوند. شاعر به احساس ناامیدی و بیفایده بودن تلاشها در زندگی اشاره میکند و هشدار میدهد که نباید غافل بود از دلهای آشفته. همچنین او میگوید که عشق حتی میتواند دل سنگی را نرم کند و تأکید میکند که برای یافتن گهر دریا، باید از موانع عبور کرد. در نهایت، شاعر به درد و رنجی که عشق به همراه دارد، اشاره میکند و زیباییهای آن را بیان میسازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکلها
به یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دلها
غزالی نیست بیخلخال در دامان این صحرا
ز بس پاشید از زور جنون من سلاسلها
طلبکار تو چون سیلاب آرامش نمیداند
سرانجام اقامت میکند بیهوده، منزلها
اگر داری طمع کز بینیازان جهان گردی
مشو در پرده شب غافل از دریوزه دلها
عبث جان میکنم، در خاک و خون بیهوده میغلتم
نثاری نیست در طالع مرا چون رقص بسملها
ضعیفان را به منزل میرساند بی پر و بالی
ز کف خاشاک را آماده در بحرست ساحلها
چو عشق افتاد خالص، سنگ را دل نرم میسازد
کسی پروانه را مانع نمیگردد ز محفلها
صدف بیابر هیهات است از دریا گهر گیرد
مده تا ممکن است از دست، دامان وسایلها
ز من رو میکند در پرده پنهان یار، ازین غافل
که من کیفیت دیدار مییابم ز حایلها
دلی کز عشق دارد درد و داغی، میشود ظاهر
نمایان است صائب محمل لیلی ز محملها