زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرتها
ز خط عنبرینت پشت بر دیوار، حیرتها
این اشعار بیانگر عمیقترین احساسات و اندیشههای عارفانه و روحانی هستند. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، به بررسی مفاهیم عشق، وحدت و حقیقت میپردازد. او به زیباییهای درونی و اثرات عشق الهی اشاره میکند و تأکید میکند که دل عارف از کثرتها متاثر نمیشود و در جستجوی وحدت و حقیقت است. همچنین، شاعر به لزوم توجه به بینش عمیق و حکمت موجود در چهرههای نیکو اشاره کرده و از اهمیت ادب و زبان در بیان واقعیات زندگی میگوید. در نهایت، اشعار به دعوت به مشارکت در محفل اهل نظر و بهرهمندی از نور حقیقت اشاره دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرتها
ز خط عنبرینت پشت بر دیوار، حیرتها
دل عارف غبارآلوده کثرت نمیگردد
نیندازد خلل در وحدت آیینه صورتها
محیط از چهره سیلاب گرد راه میشوید
چه اندیشد کسی با عفو حق از گرد زلتها؟
چنین آن حسن عالمسوز اگر بیپرده خواهد شد
برون میآورد وحدتگزینان را ز خلوتها
نگنجد در قبا عاشق، وگرنه از برای ما
مهیا کردهاند از اطلس افلاک خلعتها
درآ در حلقه اهل نظر تا روشنت گردد
که در بیماری چشم نکویان است حکمتها
ادب بند زبان عرض مطلب میشود صائب
وگرنه خامه ما در گره دارد شکایتها