غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

اگر این بار می آید به دستم گردن مینا

چو درد می نخواهم داشت دست از دامن مینا

۲

خرابم می کند بی لعل او در بزم میخواران

تکلف کردن ساقی، تواضع کردن مینا

۳

دو صبح صادقند از یک گریبان سربرآورده

ید بیضای ساقی با بیاض گردن مینا

۴

دلم گلگل شکفت از التفات لعل سیرابش

شراب کهنه جان تازه آرد در تن مینا

۵

دو چیز افتاده خوش از بزم میخواران مرا صائب

ز پا افتادن ساقی، به سر غلطیدن مینا

بازگشت به سروده‌های صائب