غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد

خدا را سرسری مگذر ز اوراق خزان ما

۲

اگر در ملک صورت نیست ما را گوشه ای صائب

سواد اعظم معنی است ملک بیکران ما

۳

ندارد زآفتاب تربیت طالع بیان ما

به سیلی رنگ گرداند ثمر در بوستان ما

۴

ندیدیم از سخن فهمان عالم گوشه چشمی

اگر چه سرمه شد از فکر مغز استخوان ما

۵

اگر لیلی، اگر مجنون ز ما دارند تلقین را

به حسن و عشق حق تربیت دارد بیان ما

۶

کلام ما خلایق را به راه راست می آرد

کجی از تیر بیرون می برد زور کمان ما

۷

عزیز قدردانی نیست در مصر سخن سنجی

ندارد ورنه جنسی غیر یوسف کاروان ما

۸

گل خود می شمارد خنده صبح قیامت را

چراغی کز دل بیدار دارد دودمان ما

بازگشت به سروده‌های صائب