رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد
خدا را سرسری مگذر ز اوراق خزان ما
این شعر به بیان عمیق و پیچیده احساسات عاشقانه و معنوی پرداخته است. شاعر از عشق و زیباییهایی که در سرگذشت عاشقان وجود دارد سخن میگوید و از خواننده میخواهد که به این موضوع به طور جدی توجه کند. او تأکید میکند که انسانها در دنیا تنها صورت دارند اما مفهوم و معنی عمیقتری در دل آنها نهفته است. عشق و تربیت روحی که در کلام او وجود دارد، میتواند راهنمایی برای دیگران باشد و کلامش به آنان کمک میکند تا از کجراهیها دور شوند. او همچنین به ارزش و اهمیت کلام خود اشاره میکند و در انتها امیدوار است که آثارش در دلها جاودان بماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رموز سرگذشت عاشقان گر دیدنی دارد
خدا را سرسری مگذر ز اوراق خزان ما
اگر در ملک صورت نیست ما را گوشه ای صائب
سواد اعظم معنی است ملک بیکران ما
ندارد زآفتاب تربیت طالع بیان ما
به سیلی رنگ گرداند ثمر در بوستان ما
ندیدیم از سخن فهمان عالم گوشه چشمی
اگر چه سرمه شد از فکر مغز استخوان ما
اگر لیلی، اگر مجنون ز ما دارند تلقین را
به حسن و عشق حق تربیت دارد بیان ما
کلام ما خلایق را به راه راست می آرد
کجی از تیر بیرون می برد زور کمان ما
عزیز قدردانی نیست در مصر سخن سنجی
ندارد ورنه جنسی غیر یوسف کاروان ما
گل خود می شمارد خنده صبح قیامت را
چراغی کز دل بیدار دارد دودمان ما