غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۶

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

فلک پرواز سازد آه را درد گران ما

پر سیمرغ بخشد تیر را زور کمان ما

۲

ز بی مغزان خدنگش گرچه پهلو می‌کند خالی

همان چون قرعه می غلطد به پهلو استخوان ما

۳

به جز غفلت متاعی نیست ما گم کرده راهان را

جرس را چشم خواب آلود سازد کاروان ما

۴

به احوال دل صد پاره عاشق که پردازد؟

ز تمکین گل نمی چینند طفلان در زمان ما

۵

صدای خنده گل، کار بلبل می کند صائب

ندارد احتیاج نغمه سنجی گلستان ما

بازگشت به سروده‌های صائب