غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز خط سبز شد فیروزه ای لعل نگار ما

جواهر سرمه ای می خواست چشم اشکبار ما

۲

اگر چه بی صفا گردد ز گرد آیینه روشن

یکی صد شد ز گرد خط، صدای گلعذار ما

۳

خط آزادی اغیار شد گر خط شبرنگش

شب قدری است بهر دیده شب زنده دار ما

۴

نگه دارد خدا از چشم بد آن روی نو خط را!

که دام عنبرین سامان دهد بهر شکار ما

۵

درین فرصت که خط پیچید دست زلف ظالم را

مشو غافل ز احوال دل امیدوار ما

بازگشت به سروده‌های صائب