نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی را
که شبنم دیده شورست گلزار معانی را
این شعر به زیبایی و عمق معانی اشاره دارد و تاکید میکند که نه هر چشمی قادر به درک و مشاهده این معانی عمیق است. شاعر به تفاوت بین دیدن ظاهری و درک معنوی اشاره میکند و میگوید که برخی افراد، تنها با دیدن ظواهر، از زیباییهای حقیقی دور میمانند. او به خطرهای ناشی از نادانی و نا آشنایی با معانی عمیق اشاره میکند و بر لزوم مراقبت از معانی و مفاهیم عمیق تأکید دارد. همچنین، شعر به اهمیت ارتباط با اهل بیت و دوری از ناپاکیها برای درک بهتر معانی میپردازد. در نهایت، شاعر به تمایز بین الفاظ و معانی واقعی اشاره میکند و یادآور میشود که تنها با درک عمیق و آگاهی میتوان به زیباییهای واقعی نزدیک شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی را
که شبنم دیده شورست گلزار معانی را
ز چشم شور، آب خضر خون مرده می گردد
مکن بی پرده چون گل جام سرشار معانی را
ندارد بهره ای از حسن معنی چشم صورت بین
به هر آیینه منمایید دیدار معانی را
خطر از سبزه بیگانه بیش از زهر می باشد
جمال آشنارویان گلزار معانی را
دلیل جوهر مردی است پاس اهل بیت خود
ز نامحرم نگه دارید ابکار معانی را
لبی خامش تر از گوش صدف آماده می باید
طلبکار وصال در شهسوار معانی را
حباب از عهده تسخیر دریا برنمی آید
مسخر چون کند الفاظ، اسرار معانی را؟
ز آب خضر می شد سیر اگر می دید اسکندر
ز زیر پرده الفاظ، رخسار معانی را
به یوسف چون رسد جویای یوسف می شود ساکن
وصال افزون کند شوق طلبکار معانی را
نیارد در نظر صائب جمال ماه کنعان را
نظربازی که یک ره دید رخسار معانی را