گر آن شیرین سخن تلقین کند گفتار طوطی را
سخن شکر شود در پسته منقار طوطی را
این شعر درباره زیبایی و قدرت کلام، به ویژه در مقایسه با سخن طوطی و چگونگی تأثیر آن بر دل و جان فرزندان انسانهاست. شاعر بیان میکند که اگر کسی با کلام شیرین و دلنشین سخن بگوید، اثرش چون شکر در پسته طوطی خواهد بود. کلام خوب و دلنشین میتواند روشنی و دلگشایی ایجاد کند و در عین حال، به گفتهها عمق و معنا ببخشد. شاعر همچنین از تأثیر منفی سخنانی که با نیت بد یا کینهآمیز مطرح میشوند، انتقاد میکند و به این نکته اشاره دارد که گفتار زهرآلود، مانند زهر مار، میتواند به دلها آسیب برساند. او تأکید میکند که در دنیای امروز، نیاز به کلام خوب و روشن وجود دارد تا دلها را شاد کند و از بیاحساسی و سکوت جلوگیری کند. در نهایت، شاعر به این حقیقت اشاره میکند که برای دستیابی به کلام خوب باید دل روشن داشته باشیم و از ظواهر دوری کنیم تا سخنی عمیق و دلنشین تولید کنیم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر آن شیرین سخن تلقین کند گفتار طوطی را
سخن شکر شود در پسته منقار طوطی را
به تعلیم نخستین سازد از تکرار مستغنی
ز حرف دلنشین آن شکرین گفتار طوطی را
سخن را نیست باغ دلگشایی چون دل روشن
که از آیینه باشد ساغر سرشار طوطی را
ز حسن برق جولان آن قدر تمکین طمع دارم
که آن آیینه رو بشناسد از زنگار طوطی را
چنان کز آب روشن سبزه خوابیده برخیزد
نمود آیینه رخسار او بیدار طوطی را
مباد اهل سخن را کار با آهن دلان یارب!
ز خون دل بود گلگونه منقار طوطی را
چو بیماران عالم را دهن تلخ است از صفرا
چه حاصل زین که ریزد شکر از گفتار طوطی را؟
نباشد حاجت آیینه در بزم صفاکیشان
به گفتار آورد آنجا در و دیوار طوطی را
به خود چون مار می پیچد، سخن چون در میان آید
اگر دارد خجل طاوس از رفتار طوطی را
دل آیینه روشن غبارآلود می گردد
وگرنه هست زیر لب سخن بسیار طوطی را
سخن چین می کند تاریک، عیش صاف طبعان را
مده در خلوت آیینه ره زنهار طوطی را
مکرر می کند قند سخن را قرب همجنسان
ازان آیینه می سازد شکر گفتار طوطی را
سر و کار من افتاده است با آیینه رخساری
که از سنگین دلی نشناسد از زنگار طوطی را
به من بود از دل فولاد آن آیینه رو روشن
که همچون سبزه پامال، سازد خوار طوطی را
ز ما گر حرف می خواهی، دل روشن به دست آور
که روشن شد سواد از عالم انوار طوطی را
مگر گویا ازان آیینه رخسار شد صائب
که می لغزد زبان در حالت گفتار طوطی را