نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
که با خون شسته است ای خونی شرم و حیا خون را؟
این شعر درباره هشدار دادن به شخصی است که از زیباییهای ظاهری و فریبنده دنیا غافل نشود. شاعر از او میخواهد تا از لبهای شیرین و میگونی که ظاهری زیبا دارند اما خطرناک هستند، دوری کند. او بر لزوم احتیاط در برابر مکر و فریب دختران زیبای زندگی تأکید دارد و میگوید که این زیباییها میتوانند باعث زخم و آسیب شوند. همچنین اشاره میکند که لذتهای دنیوی مانند می و شراب ممکن است به تباهی بینجامند و نباید به خاطر یک لحظه شادی کوچک، به سختی و زحمت بیفتیم. شاعر همچنین به أهمية توبه و دوری از بدیها اشاره میکند و میگوید که نباید به فریبندگی دیگران اعتماد کنیم. در نهایت، توصیه میشود که با وجود تمام زیباییها، باید هوشیار و محتاط بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
که با خون شسته است ای خونی شرم و حیا خون را؟
مشو غافل ز مکر دختر رز هوش اگر داری
که این مکار می گیرد رگ خواب فلاطون را
حریف زخم دندان ملامت نیست لبهایت
مکن نقل حریم میکشان آن نقل موزون را
نمی ارزد به حرف تلخ، عیش باده شیرین
پی یک قطره می بر لب منه صد کاسه خون را
حدیث توبه را با ساده لوحان در میان افکن
مکن در کار پی بر کردگان این نعل وارون را
خرام بی خودی دست طمع در آستین دارد
مده در مجلس می جلوه آن بالای موزون را
به عذر آن که نشنیدی نصیحت های صائب را
به شیرینی بگیر از دست او این کاسه خون را