به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
که ناز خیمه لیلی است در سر، داغ مجنون را
شعر به تأمل در عشق و زیبایی پرداخته و به تمثیلهای عاشقانه و عاطفی اشاره دارد. در آن به کجسلیقگی و بیتوجهی به عمق عشق اشاره شده است. شاعر به غم و درد دلهای عاشقانه میپردازد و به زیبایی خاصی که در مهر و محبت نهفته است، توجه میکند. همچنین به تباهی و وحشت در دنیای عشق و ناکامی در رسیدن به مطلوب اشاره میکند و در نهایت به قدرت و تأثیر خط و هنر در بیان احساسات میپردازد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
که ناز خیمه لیلی است در سر، داغ مجنون را
به مژگان تر من قطره خون را تماشا کن
ندیدی گر به دوش کوهکن تمثال گلگون را
نظربندست عاشق رو به هر جانب که می آرد
غزالان را ببین چون در میان دارند مجنون را
تو گر هموار باشی، آسمان هموار می گردد
که از سیلاب در خاطر غباری نیست هامون را
خرام بیخودی دست طمع در آستین دارد
مده در مجلس می جلوه آن بالای موزون را
به غیر از دختر رز کیست در میخانه همت
که بخشد گوشه ای، از خاک بردارد فلاطون را
درین صحرای وحشت آشنارویی نمی بینم
مگر زنجیر بر زانو گذارد پای مجنون را
به مضمون گرچه از خط می رسند اهل نظر صائب
خط او پرده فهمیدگی گردید مضمون را