نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
نیستان مانع از جولان جرأت نیست شیران را
این شعر به ابراز احساسات و تأملات شاعر درباره قدرت، دوستی و اجتماع میپردازد. شاعر ضمن اشاره به دلیران و شیران، بر اهمیت اتحاد و همبستگی در مواجهه با دشمنان و آفات تأکید میکند. او به خطرات تفرقه و عداوت میان انسانها اشاره میکند و میگوید که افرادی که به دنبال اختلاف هستند، فقط تخم عداوت میکارند. همچنین، به نیاز به حمایت از فقرا و جمعیتهای کمبرخوردار اشاره میشود. شاعر در نهایت به حیرت و دلبستگی به دنیا میپردازد و به نوعی بیان میکند که حتی در عشق و دلبستگی، خطراتی وجود دارد که باید به آنها توجه شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
نیستان مانع از جولان جرأت نیست شیران را
منه انگشت بر حرف کسان، ایمن شو از آفت
که جز تخم عداوت نیست حاصل خرده گیران را
مگس را بی تردد عنکبوت آرد به دام خود
ید طولاست در تحصیل روزی گوشه گیران را
دعای جوشن خرمن بود دلجویی موران
رعایت کن برای حفظ جمعیت فقیران را
شود از قرب منزل شوق رهرو بیش، حیرانم
که چون دلبستگی باشد به دنیا بیش پیران را؟
سگ لیلی ز آهو صد بیابان است وحشی تر
وگرنه می توان کردن چو مجنون رام شیران را
کدامین نغمه سنج آمد به این بستانسرا صائب؟
که از خجلت نفس در دل گره شد خوش صفیران را