غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۳

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را

نیستان مانع از جولان جرأت نیست شیران را

۲

منه انگشت بر حرف کسان، ایمن شو از آفت

که جز تخم عداوت نیست حاصل خرده گیران را

۳

مگس را بی تردد عنکبوت آرد به دام خود

ید طولاست در تحصیل روزی گوشه گیران را

۴

دعای جوشن خرمن بود دلجویی موران

رعایت کن برای حفظ جمعیت فقیران را

۵

شود از قرب منزل شوق رهرو بیش، حیرانم

که چون دلبستگی باشد به دنیا بیش پیران را؟

۶

سگ لیلی ز آهو صد بیابان است وحشی تر

وگرنه می توان کردن چو مجنون رام شیران را

۷

کدامین نغمه سنج آمد به این بستانسرا صائب؟

که از خجلت نفس در دل گره شد خوش صفیران را

بازگشت به سروده‌های صائب