غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۱۲

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نمی خواهیم روی تلخ ابر نوبهاران را

به مشت خار ما سرگرم کن آتش عذاران را

۲

ز چشم شور زاهد جام در دستم نمکدان شد

سزای آن که در مجلس دهد ره هوشیاران را!

۳

غبار عاشقان چون گردباد از پای ننشیند

گره نتوان زدن در سنگ، خاک بی قراران را

۴

به زخم چنگل شاهین بساز ای کبک بی پروا

به رعنایی بریدی تیغ چندین کوهساران را

۵

چه لازم کلک صائب را گهرریزی سبق دادن؟

چرا ریزش دهد تعلیم کس ابر بهاران را؟

بازگشت به سروده‌های صائب