به وحدت می توان کردن سبک غم های عالم را
که تنهایی یکی سازد مصیبت های عالم را
شاعر به بررسی غمها و مصیبتهای جهانی میپردازد و بیان میکند که اگرچه میتوان به وحدت و همدلی دست یافت، اما تنهایی و دردها همچنان وجود دارند. او به ناکامیهای زندگی اشاره میکند و میگوید که تلاش برای جبران تلخیها موفقیتآمیز نیست. شاعری به عشق و احساس عمیق به عنوان راهی برای فرار از اندوهها اشاره میکند. در نهایت، او تأکید میکند که تحمل دردها و چالشها بخشی از زندگی است و باید با صبر و استقامت به زندگی ادامه داد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به وحدت می توان کردن سبک غم های عالم را
که تنهایی یکی سازد مصیبت های عالم را
ندارد حاصلی جز گرد کلفت خاک بی حاصل
بگردی چند چون خورشید سر تا پای عالم را؟
ز عقل مصلحت بین بیشتر مغزم پریشان شد
مگر عشق از سرم بیرون برد سودای عالم را
گرانباری زبان خار را سنگ فسان سازد
به پای گرمرو بی خار کن صحرای عالم را
به حلوا تلخی ماتم ز دل بیرون نمی آید
چسان شیرین کنم بر خویش تلخی های عالم را؟
خس و خاشاک پیش سیل بی پروا نمی گیرد
که بال و پر شود زخم زبان رسوای عالم را
نهنگی می شود هر موجه ای صائب ز بی تابی
نباشد جز تحمل لنگری دریای عالم را