سفیدی های مو بیدار کی سازد سیه دل را؟
که گلبانگ رحیل افسانه خواب است غافل را
این شعر به بیان حالات و احساسات انسانی پرداخته و به تفکر درباره عشق، دلشکستگی و زندگی میپردازد. شاعر از سفیدی موها به عنوان نشانهای از پیری و بیداری یاد میکند و میگوید که گاهی انسانها به خواب غفلت میروند. او به نقص بصیرت و بیتفاوتی طامعها اشاره دارد و بر این باور است که مادیگرایی چشم را کور میکند. همچنین، شاعر به وجود عذاب و درد در مسیر زندگی اشاره میکند و میگوید که در برابر مشکلات نباید از پا افتاد. با تصاویری مانند طوق قمری و عشق، به پیچیدگیهای روابط انسانی میپردازد و نشان میدهد که عشق رازهایی دارد که در دلهای هوسرانان پنهان است. در نهایت، به نقش امید و تغییر در زندگی عاشقانه اشاره دارد و میگوید که عشق میتواند منجر به تغییرات عمیق در احساسات و زندگی انسانها شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سفیدی های مو بیدار کی سازد سیه دل را؟
که گلبانگ رحیل افسانه خواب است غافل را
ز نقصان بصیرت طامعان را نیست پروایی
که چشم کور گردد کاسه دریوزه سایل را
نلرزد چون ز بی آرامیم مهد لحد بر خود؟
که من در راه کردم از گرانی خواب منزل را
شهادت می کند ایجاد اسباب طرب از خود
که مطرب باشد از بال و پر خود رقص بسمل را
زبان عذرخواهی صید بسمل را نمی باشد
مگر خواهم به حیرت عذر دست و تیغ قاتل را
ز سنگ کودکان پهلو تهی کردم، ندانستم
که می گردد شکستن مومیایی شیشه دل را
چو قمری سر و بر گردن نهد طوق گرفتاری
اگر افتد به گلشن راه آن مشکین سلاسل را
نگوید عشق اسرار محبت با هوسناکان
نیفشاند به خاک شوره دهقان تخم قابل را
به خط امیدها دارد دل بی طاقت عاشق
که سازد توتیای چشم، طوفان دیده ساحل را
ازان هر لحظه مجنون در بیابانی کند جولان
که در هر جلوه لیلی می دهد تغییر محمل را
شوند از اهل مشرب زاهدان خشک هم صائب
توان گر گوهر شهوار کردن مهره گل را