سبک جولان کند شوق سبکروحش گرانها را
به دنبال افکند منزل درین ره کاروانها را
این شعر به توصیف احوالات روحی و عواطف انسانی میپردازد. شاعر از شوق و اشتیاقی که بر روح او حاکم است صحبت میکند، همچنین به وضعیت انسانها در مسیر زندگی و کاروانها اشاره میکند. او از نگرانی و حیرانی در مقابل سختیها و دردهای عشق سخن میگوید و به تضاد بین زهد و عشق پرداخته و نشان میدهد که عشق میتواند از خمودی و سردی به طراوت و نشاط تبدیل شود. همچنین، به امید و تلاش انسانها در مواجهه با مشکلات و سختیها اشاره میکند و از زیباییهای طبیعت و تأثیر آن بر روح انسان میگوید. در نهایت، این شعر تلاشی است برای بیان عمق احساسات و تجربیات انسانی در مواجهه با چالشهای زندگی.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سبک جولان کند شوق سبکروحش گرانها را
به دنبال افکند منزل درین ره کاروانها را
ز حیرانی خرد شد خشک، تا تردستی صنعش
به دور انداخت بیآب آسیای آسمانها را
چنان کز ابر رحمت، ناودان رطب اللسان گردد
ز ذکر حق طراوت میشود پیدا زبانها را
نیم از هرزهنالان چون جرس در وادی عشقش
ز فریادی به منزل میرسانم کاروانها را
ز درد و داغ عشق آنها که میگویند با زاهد
ز خامی در تنور سرد میبندند نانها را
ز سختیهای دوران قانعان را نیست پروایی
هما صبح امید خود شمارد استخوانها را
نسیم صبح از تاراج گلزار که میآید؟
که مرغان کاسه دریوزه کردند آشیانها را
چنان کز ایستادن صاف گردد آبها صائب
خموشی میکند روشن گهر، تیغ زبانها را