اگر در دل ز سوز عشق داغی می شود پیدا
به هر جانب که رو آری چراغی می شود پیدا
شاعر در این شعر به احساسات عمیق و درد عشق اشاره میکند و میگوید که اگر در دل انسان داغی از عشق احساس شود، در هر طرف که بنگرد، نشانهای از روشنایی و امید پیدا میشود. او به روشن شدن چراغ لاله به خاطر صدق و طلب اشاره میکند و میگوید که این درد در دل او نیز وجود دارد. همچنین، او بیان میکند که گاهی اوقات انسانها به دلیل غفلت و بیتوجهی خود، از زیباییها و لذتهای زندگی غافل میشوند. تصویر بلبل در باغ به عنوان نمادی از غم و تنهایی و همچنین گوشهای از دل به عنوان مکانی برای تنهایی و آرامش مطرح میشود. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در دل انسان همواره میتوان جایی برای آرامش و زیبایی پیدا کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اگر در دل ز سوز عشق داغی می شود پیدا
به هر جانب که رو آری چراغی می شود پیدا
چراغ لاله از صدق طلب در سنگ روشن شد
برای سینه ما نیز داغی می شود پیدا
اگر مخمور پیش می نریزد آبروی خود
همان از بی دماغی ها دماغی می شود پیدا
غریبی ناله را رنگینی دیگر دهد، ورنه
برای بلبل ما کنج باغی می شود پیدا
به غیر از گوشه دل نیست صائب، بارها دیدم
اگر زیر فلک کنج فراغی می شود پیدا