فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا
که از درویش، همت می کند دریوزه شاه اینجا
این شعر نصیحتهایی درباره زندگی و معنای فقر و ثروت را ارائه میدهد. شاعر توصیه میکند که از ثروتمندان چیزی نطلبیم و به جای غم و ناراحتی، به قناعت و رضایت از داشتههایمان بپردازیم. او به این نکته اشاره میکند که آرامش و آسایش در این دنیا به سادگی به دست نمیآید و در اینجا امیدی برای پناه نیست. شاعر تأکید میکند که حتی از شرایط سخت میتوان به درجات بلندی رسید و شکستهاگاهی موجب سرافرازی میشوند. در روز قیامت، کسانی که بار گناه زیادی دارند، نمیتوانند قدمی بردارند. لذا، به جای حرص و آز، باید به قناعت توجه کنیم. علاوه بر این، شعر هشدار میدهد که نباید از سرنوشت خود گله کنیم و باید در این دنیای بیثبات، انتظار داشته باشیم که زندگی همیشه به ما راحتی نخواهد داد. در نهایت، تأکید میشود که با صداقت و تلاش میتوانیم به موفقیت دست یابیم و باید مراقب باشیم که از زیباییهای زندگی غافل نشویم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فقیری پیشه کن، از اغنیا حاجت مخواه اینجا
که از درویش، همت می کند دریوزه شاه اینجا
برآ زین خاکدان گر گوشه آسودگی خواهی
که چون صحرای محشر نیست امید پناه اینجا
ز پستی می توان دریافت معراج بلندی را
سرافراز از شکستن می شود طرف کلاه اینجا
به دیوان قیامت چون شود حاضر گرانجانی
که نتواند قدم برداشت از بار گناه اینجا؟
به خون انداختم از حرص نان خود، ندانستم
کز اکسیر قناعت مشک می گردد گیاه اینجا
ز راه جذبه توفیق، سالک می شود واصل
به بال کهربا پرواز گیرد برگ کاه اینجا
گزیر از سرمه نبود دیده آهو نگاهان را
مکن گر اهل دیدی، شکوه از بخت سیاه اینجا
درین عبرت سرا مگشا نظر زنهار بی عبرت
که می گردد ز گوهر قیمتی تار نگاه اینجا
جهان چون کاروان ریگ دارد نعل در آتش
مکن چون غافلان ریگ روان را تکیه گاه اینجا
سر از یک جیب با خورشید بیرون آوری صائب
ز صدق دل برآری گر نفس چون صبحگاه اینجا