مشو از نفس ایمن تا توانی آرمید آنجا
که بیم این جهانی، می شود یکسر امید آنجا
این شعر به تأکید بر اهمیت آگاهی و بیداری در زندگی اشاره دارد. شاعر هشدار میدهد که نباید از واقعیات و خطرات دنیا غافل بود و به آرامش ظاهری دلخوش کرد. او اشاره میکند که کسانی که در دنیا آسایش را جستجو میکنند، ممکن است به عواقب آن دچار شوند. در اینجا بر تفاوت میان زندگی دنیوی و اخروی تأکید شده و در نهایت به این نکته میرسد که درک حقیقت و وجود درون انسان در یافتن آرامش و سعادت واقعی نقش مهمی دارد. شاعر همچنین به عواقب غفلت و بیتوجهی به مسائل روحی و معنوی اشاره میکند و تاکید میکند که برای رسیدن به آرامش واقعی باید به درون خود رجوع کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مشو از نفس ایمن تا توانی آرمید آنجا
که بیم این جهانی، می شود یکسر امید آنجا
مگیر آرام اینجا، تا توانی آرمید آنجا
که هر کس گشت کاهل، روی آسایش ندید آنجا
ندارم با سیه کاری ز محشر بیم رسوایی
که از خجلت نخواهد نامه من شد سفید آنجا
ازان خون بر سر تیغ شهادت می شود اینجا
که چون گل، سرخ رو از خاک می خیزد شهید آنجا
غریبی ناگوار از قطع اسباب است بر مردم
نبیند روی غربت هر که رخت خود کشید آنجا
نخورد اینجا ز غفلت هر که روی دست از دنیا
نخواهد از ندامت پشت دست خود گزید آنجا
ز خاموشی گذارد هر که اینجا بر جگر دندان
به جنت می تواند رفت بی گفت و شنید آنجا
کسی کز سایه اش اینجا نیاسود آتشین مغزی
کجا در سایه طوبی تواند واکشید آنجا؟
چو خود را یافتی، در توست هر مطلب که می جویی
به خود هر کس رسید اینجا، به آسانی رسید آنجا
ز دل باشد، گشادی هست اگر در حشر جانها را
که عقل از اندرون خانه می دارد کلید آنجا
مشو صائب ز آه و ناله غافل تا نفس داری
که آه سرد اینجا، سایه ها دارد ز بید آنجا